من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟
پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم
تنهاییت برای من ...
غصه هایت برای من ...
همه بغضها و اشكهایت برای من ..
بخند برایم بخند
آنقدر بلند
تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را...
صدای همیشه خوب بودنت را
دلم برایت تنگ شده
دوستت دارم ...

نظرات شما عزیزان:
ساسان 
ساعت12:19---5 خرداد 1392
ساسان 
ساعت12:10---5 خرداد 1392
سلام ماريا جان خوبي كجا هست
melika 
ساعت11:57---5 خرداد 1392
bashe azizam miyam ensha allah to va mohsen ba ham hamishe khoshbakht bashid va hich vaght ham az ham joda nashid
melika 
ساعت11:35---5 خرداد 1392
سلام عزیزم . باشه اگه تونستم میام. راستش منم مثه تو یه عشق داشتم ولی... سرنوشت ما دو تا رو از هم جدا کرد اسمش علی بود اونم 24 مهر تولدش بود . خیلی دلم براش تنگ شده اما چه کارش میشه کرد شاید خدا ما رو برای هم نساخته بود . شاید بخاطر همینه که غم تمام وبلاگمو گرفته
ملیکا 
ساعت11:19---5 خرداد 1392
تولدش مبارک باشه.خودم هم 23 خرداد هستم.
ملیکا 
ساعت11:18---5 خرداد 1392
تولدش مبارک باشه.خودم هم 23 خرداد هستم.
نوشته شده در پنج شنبه 29 فروردين 1392
ساعت
8:57 توسط ماریامسیح
|